![]() |
![]() |
|
| آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که همواره به یاد تو هستم.بقره:152 |
|
سلام.اگر از مطالب وبلاگ خوشتان آمده است لطفا نظر بدهید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 12:31 توسط ساسان |
|
|
در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو میکنم
خدا پرسید ،پس تو میخواهی با من گفت وگو کنی من در پاسخ گفتم :اگر وقت دارید خدا خندید : وقت من بی نهایت است در ذهنت چیست که میخواهی از من بپرسی؟ پرسیدم : چه چیز بشر شما را سخت متعجب میکند ؟ خدا پاسخ داد : کودکی شان اینکه آنها از کودکی شان خسته میشوند ،عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو میکنند که کودک باشند . اینکه آنها سلامتی خود را از دست میدهند تا پول به دست آورند و بعد پولهایشان را از دست میدهند تا سلامتی خود را به دست آورند . اینکه با اضطراب به آینده مینگرند و حال را فراموش میکنند و بنابراین نه در حال زندگی میکنند و نه در آینده . اینکه آنها به گونه ای زندگی میکنند که گویی هرگز نمیمیرند و به گونه ای میمیرند که گوئی هرگز زندگی نکرده اند . دستهای خدا دستانم را گرفت برای مدتی سکوت کردیم و من دوباره پرسیدم به عنوان یک پدر میخواهی کدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند؟ او گفت :بیاموزند که آنها نمیتوانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند بیاموزند که فقط چند ثانیه طول میکشد تا زخم های عمیقی در قب آنها که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سال ها طول میکشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم . بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد ،کسی است که به کمترین ها نیاز دارد . بیاموزند که آدم هایی هستند که آنها را دوست دارند ،فقط نمیدانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند . بیاموزندکه دو نفر میتوانند با هم به یک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند . بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند . من با خضوع گفتم : از شما به خاطر این گفت و گو متشکرم .آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند ؟ خدا لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند : من اینجا هستم ، همیشه . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 12:42 توسط ساسان |
|
از عشق خدا چندان گريست كه نابينا شد از عشق به خداى عالم بدن هايشان لاغر و ... حضرت عيسى عليه السلام از سه نفرگذشت كه بدن هايشان لاغر و رنگ هاى آنان دگرگون شده بود، حضرت به آنها فرمود:براى شما چه روى داده (كه به اين حال افتاده ايد؟). آنها گفتند: به خاطر ترس از آتش(جهنّم ). حضرت عيسى عليه السلام فرمود: بر خداست كه ايمنى دهد كسى را كه بترسد.حضرت از آنها گذشت ، بر سه نفر ديگر رسيد كه لاغرى و رنگ پريدگى آنان بيشتربود. فرمود: شما را چه روى داده ؟ گفتند: اشتياق بهشت ما را به اينحال در آورده است . فرمود: بر خدا است كه اميدواران را به اميدشان برساند. پس از آنبر سه نفر ديگر گذشت كه دگرگونى احوالشان بيشتر از قبلى ها بود، ولكن نورىدر چهره هاى آنان ديده مى شد. فرمود: شما را چه روى داده كه حالتان چنين است ؟ گفتند:خداوند را دوست مى داريم و به وى محبت داريم . حضرت فرمود: شمائيد مقرّبين ، شمائيدمقرّبين و شمائيد كه تقرّب و نزديكيتان به خدا بيشتر است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 12:10 توسط ساسان |
|
|
خدا دوست كسى است كه دوستش بدارد خداوند تعالى به داودالسلام وحى فرمود: اى داود! به بندگان زمينى من بگو: من دوست كسى هستم كه دوستم بدارد و همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند و همدم كسى هستم كه با ياد و نام من انس گيرد و همراه كسى هستم كه با من همراه شود، كسى را بر مى گزينم كه مرا برگزيند و فرمانبردار كسى هستم كه فرمانبردار من باشد. هر كس مرا قلباً دوست بدارد و من بدان يقين حاصل كنم ، او را به خودم بپذيرم و چنان دوستش بدارم كه هيچ يك از بندگانم بر او پيشى نگيرد. هر كس براستى مرا بجويد بيابد و هر كس جز مرا بجويد مرا نيابد. پس - اى زمينيان ! - رها كنيد آن فريبها و اباطيل دنيا را و به كرامت و مصاحبت و همنشينى و همدمى با من بشتابيد و به من خوگيريد تا به شما خوگيرم و به دوست داشتن شما بشتابم . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:41 توسط ساسان |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:36 توسط ساسان |
|
![]() تسبیح فرشتگان ۱ به خدا سوگند، نبى مكرم (ص ) مرا در ميان امتش جانشين كرد و من پس از وى حجت خدا بر مردم هستم . همانا پذيرش ولايت و امامت من بر ساكنان آسمانها همان گونه لازم گشته كه بر اهل زمين واجب شده است . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:4 توسط ساسان |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 11:53 توسط ساسان |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 10:49 توسط ساسان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
منم گدای فاطمه
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 |
| پیوندها |
|
تـــــــــــــک هادی خدا عشق است عکاسخانه IT |
|
RSS
|