دلم گرفته

نمیدونم چیشد یهو این وبلاگ رو راه انداختم

امروز خیلی دلم گرفت

نمیدونم چرا من که چیزی نگفتم اما چیز دیگه ای به من نسبت داد

کاش منم مثل همه آدمها شاد بودم استرس نداشتم که اینطور زندگیم تلخ بشه

پس هر وقت دلم بگیره  یا خوشحال باشم میام و مینویسم وقت و بی وقت

اینجوری حداقل خالی میشم

[ یکشنبه چهارم خرداد 1393 ] [ 12:57 ] [ دلبسته ] [ ]

...........

شاید آدما گاهی دعواشون میشه تا بفهمن دوست داشتنی هم هست.

خیلی شوهرم رو دوست دارم

نمیدونم چرا وقتی کمی حرفمون میشه دلم برای همه غیر از اون تنگ میشه اما یه ساعتی که میگذره میفهمم چه قدر دوستش دارم.

چه قدر دلم برای آغوشش تنگ شده.

خدا مراقبش باش

خدا اگر یه وقت گله کردم به دل نگیر

 

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 0:8 ] [ دلبسته ] [ ]

...........

شاید آدما گاهی دعواشون میشه تا بفهمن دوست داشتنی هم هست.

خیلی شوهرم رو دوست دارم

نمیدونم چرا وقتی کمی حرفمون میشه دلم برای همه غیر از اون تنگ میشه اما یه ساعتی که میگذره میفهمم چه قدر دوستش دارم.

چه قدر دلم برای آغوشش تنگ شده.

خدا مراقبش باش

خدا اگر یه وقت گله کردم به دل نگیر

 

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 0:8 ] [ دلبسته ] [ ]

دلتنگی

دلم بازم گرفته انگار دوست داشتن فقط برای بعضی زمانهاس همه مردها یعنی اینطوری هستند همشون اهل دلشکوندنن نه مطمین م اینطور نیست گاهی از ازدواج کردن خیلی پشیمون میشم دلم تنگ میشه برای خونه مون برای خواهرام برای برادرم حتی اونم از وقتی ازدواج کرد با اون زنش شد نامرد دنیا کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم همونطور بچه میموندیم همیشه فکر میکردم دنیای ادم بزرگها خیلی قشنگه اما اینطور نیست زشته خیلی زشت دلن برای بابا مامانم تنگ شده  اما...............................................

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 22:3 ] [ دلبسته ] [ ]

دلتنگی

دلم بازم گرفته انگار دوست داشتن فقط برای بعضی زمانهاس همه مردها یعنی اینطوری هستند همشون اهل دلشکوندنن نه مطمین م اینطور نیست گاهی از ازدواج کردن خیلی پشیمون میشم دلم تنگ میشه برای خونه مون برای خواهرام برای برادرم حتی اونم از وقتی ازدواج کرد با اون زنش شد نامرد دنیا کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم همونطور بچه میموندیم همیشه فکر میکردم دنیای ادم بزرگها خیلی قشنگه اما اینطور نیست زشته خیلی زشت دلن برای بابا مامانم تنگ شده دوست
[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 21:22 ] [ دلبسته ] [ ]

یه جو ری ام

امروز از صبح بیرون بودیم( با دوست و خواهرم) خیلیییییییییییییییییییییییییییییی خوش گذشت.

اومدم خونه هم حالم خوب بود.کیک گداشتم با همسری خوردیم. اما الان یه جوری ام

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

[ چهارشنبه هفتم خرداد 1393 ] [ 21:7 ] [ دلبسته ] [ ]

خواب بد

یه لحظه دراز کشیدم نفهمیدم چطور خوابم برد

خواب بد دیدم خیلییییییییییییییی بد

سرم سنگینه

کاش آدما که میخوابیدن هیچ وقت حواب بد نمیدیدند

حس خوبی نداره

[ یکشنبه چهارم خرداد 1393 ] [ 17:17 ] [ دلبسته ] [ ]

گریه

امروز دلم شکست

چرا اونایی رو که بیشتر از هرکسی دوست داری گاهی دلت رو میشکونن

چرا چون منت سرت دارن چون اسیرتن چون به گردنت حق دارن و ...............

بی انصافیه واقعا

امروز از این دنیا و آدماش خیلی بدم اومد. من کاری نکردم که اینطور با من رفتار میکنن.

خب چیکار کنم نمیشه خوب نمیشه این ترس لعنتی

خدا جون دلم گرفته میخوام بیام بغلت و گریه کنم

[ یکشنبه چهارم خرداد 1393 ] [ 13:0 ] [ دلبسته ] [ ]