نمیدونم چیشد یهو این وبلاگ رو راه انداختم

امروز خیلی دلم گرفت

نمیدونم چرا من که چیزی نگفتم اما چیز دیگه ای به من نسبت داد

کاش منم مثل همه آدمها شاد بودم استرس نداشتم که اینطور زندگیم تلخ بشه

پس هر وقت دلم بگیره  یا خوشحال باشم میام و مینویسم وقت و بی وقت

اینجوری حداقل خالی میشم



تاريخ : یکشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۳ | 12:57 | نویسنده : دلبسته |
سلام خدا جون

خدایا دلم گرفته از خودم از اخلاقام از استرسهام 

الان که دارم برات مینویسم از خودم بدم میاد که کاش اصرارش نمیکردم حس کوچیکی بهم دست میده 

خدا دیگه بهش فکر نمیکنم اصلن یادته چه شبایی فقط واسه اینکه حس بد بهش دست نده چیکار کردم البته اونم خدابی خیلی کارا برام کرده از حق نگذرم اما الان بهم برخورد خدا 

دلم برای خودم میسوزه کاش ترسو نبودم

خدا هیچی به زور ازت نمیخوام اما خودت میشناسیم دیگه م به این حرفا کاری ندارم میدونم اگر تو بخوای میشه چون دست خودته خدا پس سپردم به خودت کمک کنه صلاحه همین ماه بشه اگرم نشد و نخواستی خودت آرومم کن

خدا راستش حسودی م شده کمک کن حسود نشم باشه 

خدا من منتظرتم فقط کمکم کن خواهش میکنم خودت ازدلم خبر داری تنهام نذار خدا تنهام نذار

تو رو به حق خانم فاطمه زهرا خدااااااا



تاريخ : یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ | 21:29 | نویسنده : دلبسته |
خدا جون من رو محتاج کسی نکن خدا من نمیخوام کسی تحمل م کنه یا برام فیلم بازی کنه

خدا دلم گرفت واقعا تازه فهمیدم خیلی عذاب آورم برای یکی 

خدا اگر نمیخواد و داره فقط تحمل میکنه تو رو قسم میدم به آقا امام رضا که تمومش کن 

خدا من رو سربار کسی نکن



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 18:29 | نویسنده : دلبسته |
هروقت یه کار میکنه خوشحال باشم بی شک از دلم درمیاره و ناراحتم میکنه چرا خدا چرا

تاريخ : جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ | 12:3 | نویسنده : دلبسته |
خیلی دلم میخواد راحت شم ازین استرسا

خیلی دلم میخواد وقتی وارد خونه میشم همونطور باشه که میخوام گاهی حس میکنم چه آرزوهایی داشتم و نشدهمه چیز هروز تکراری هرروز مثل همه تمومی نداره



تاريخ : یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ | 12:23 | نویسنده : دلبسته |
تازگیا هم تو کتابای روانشناسی هم همه جا میگن ببخشید تا راحت باشید ببخشید به نفع خودتون. ببخشید انوقت خدا میبخشتون.

واقعا راسته؟؟؟؟

چه قدر ببخشیم. چه قدر به دل نگیریم.

میدونی خدا جون خسته م خسته؟؟؟

فقط تویی به حرفام گوش میدی

امروز واقعا دلم شکست سر شام

خدا من هرجا دل کسی رو شکونده باشم اما سر سیری شکم نه. یعنی مطمئنم که میگم.

اما چرا اینجوری میکنه خدا چرا اینجوری میگه. اصن به درک دیگه برام مهم نیست. اینجاست که آدم میفهمه همون دل سنگ داشتن بهتره. چون اگر ناراحتتم بکنن میگی ول کن بابا من خودمم اینجوری م.

یادته خدا چه قدر آرزوم بود غذا واسه همه بپزم. چه قدر همه از پخت شیرینی و کیک و بعضی غذاهام تعریف میکردن. یادش بخیر.

اما الان انقدر ازم ایراد گرفته میشه اعتماد به نفس ندارم دیگه. میترسم کسی بهم بگه یه چی درست کن.

تازه خودمم درست میکنم همش به همه میگم میدونم بد شده ها . اگه بد شده نخورید . اصن خوب نیس ول کنید یه چی دیگه بخوریم.

میبینی تو رو خدا .

خدا جون اگر میام اینجا و حرفهام رو بهت میزنم نزار رو حساب ناشکری. بزار رو حساب اینکه دارم حرفهام رو به تو که دوستمی میگم.

خدا خیلی اعتماد به نفسم رو گرفت.

خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

خدا مراقبم باش. خودت باهام باش

اشکال نداره بازم به خاطر تو میبخشم. میبخشم تا بازم به حرفهام گوش بدی.

اگر تو هم تنهام بزاری بی کس بی کس میشم.

خدا دوستت دارم خیلی دوستت دارم.

بازم میام پیشت و باهات حرف میزنم.

ممنون به حرفهام گوش دادی . ممنون از آرامشی که الان دادی.



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۳ | 22:38 | نویسنده : دلبسته |
خدا اگر گاهی سکوت میکنم فقط به خاطر تو و برای تو هست خدایا همین الان شنیدی چیگفت یعنی من به خاطر اینکه اون همه چی میخره منم بهش میگم پیخوام خدا هرکی ندونه تو میدونی به خاطر اینکه همه چی به دلش بشینه همه رو باب میلش تهیه کردم اونوقت ... مهم نیس خدا هرکی ندونه تو میدونی و همین بسه برام اما من راضی نیستم اینطور درباره م فکر میکنه خدا بعضی بنده هات بدن بد

تاريخ : چهارشنبه هفتم آبان ۱۳۹۳ | 18:33 | نویسنده : دلبسته |
واقعا گاهی اذیتم میکنه کاش جرات داشتم تمومش میکردم

تاريخ : سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۳ | 20:54 | نویسنده : دلبسته |
دلم تکیه گاه محکم میخواد دلم آغوش پدرو مادر و یه گریه سیر میخواد اما نمیخوام ناراحتشون کنم دلم یه دل قوی میخواد دلم دردو دل میخواد دلم گریه میخواد گریه ای که خالی م کنه دلم هوا میخواد دلم آرامش میخواد دلم دل لعنتی ترس نمیخواد استرس نمیخواد ترحم نمیخواد منت نمیخواد دلهره نمیخواد نگاهی که حسی بهش دست بده نمیخواد چه کنم؟؟؟ دلم تنگه خیلی تنگه هرکی میخونه دعا کنه

تاريخ : شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۳ | 22:12 | نویسنده : دلبسته |
خسته شدم هر روز تکراری و مسخره اصن که چی واقعا انگیزه ای ندارم از خونه موندن بدم میاد از روز شب بدم میاد

تاريخ : جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۳ | 11:52 | نویسنده : دلبسته |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.